يك شبي مجنون نمازش را شكست............. بي وضو در كوچه ليلا نشست ...............عشق ان شب مست مستش كرده بود......... فارغ از جام مستش كرده بود......... گفت يا رب از چه خوارم كرده اي .................بر صليب عشق دارم كرده اي .................خسته ام زين عشق دلخونم نكن ............من كه مجنونم تو مجنونم نكن........................ مرد اين بازيچه ديگر نيستم .....................اين تو و ليلاي تو من نيستم ................گفت اي ديوانه ليلايت منم........... در رگت پيدا و پنهانت منم..................... سال ها با جور ليلا ساختي............. من كنارت بودم و نشناختي................. عشق ليلا در دلت انداختم............... صد قمارعشق يكجا باختم............... كردمت اواره ي صحرا نشد.............. گفتم عاقل ميشوي اما نشد..................... سوختم در حسرت يك ياريت ...................نام ليلا بر نيامد از لبت.................. روز وشب او را صدا كردي ولي .... .........ديدم امشب با من گفتي بلي................... مطمئن بودم به من سر ميزني................در حريم خانه ام در مي زني.................... مرد راهش باش تا شاهت كند......................... صد چون ليلا كشته در راهت كند .
کاش می شد که کسی می آمد
این دل خسته ی ما را می برد
چشم ما را می شست
راز لبخند به لب می آموخت
کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود
و قفس ها همه خالی بودند
آسمان آبی بود
و نسیم روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید
کاش می شد که غم و دلتنگی
راه این خانه ی ما گم می کرد
و دل از هر چه سیاهی ست رها می کردیم
و سکوت جای خود را به هم آوائی ما می بخشید
و کمی مهربان تر بودیم
کاش می شد دشنام، جای خود را به سلامی می داد
گل لبخند به مهمانی لب می بردیم
بذر امید به دشت دل هم
کسی از جنس محبت غزلی را می خواند
و به یلدای زمستانی و تنهائی هم
یک بغل عاطفه گرم به مهمانی دل می بردیم
کاش می فهمیدیم
قد راین لحظه که در دوری هم می راندیم
کاش می دانستیم راز این رود حیات
که به سرچشمه نمی گردد باز
کاش می شد مزه خوبی را
می چشاندیم به کام دلمان
کاش ما تجربه ای می کردیم
شستن اشک از چشم
بردن غم از دل
همدلی کردن را
کاش می شد که کسی می آمد
باور تیره ی ما را می شست
و به ما می فهماند
دل ما منزل تاریکی نیست
اخم بر چهره بسی نازیباست
بهترین واژه همان لبخند است
که ز لبهای همه دور شده ست
کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم
تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!!!
قبل از آنی که کسی سر برسد
ما نگاهی به دل خسته ی خود می کردیم
شاید این قفل به دست خود ما باز شود
پیش از آنی که به پیمانه ی دل باده کنند
همگی زنگ پیمانه ی دل می شستیم
کاش درباور هر روزه مان
جای تردید نمایان می شد
و سوالی که چرا سنگ شدیم
و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست؟
کاش می شد که شعار
جای خود را به شعوری می داد
تا چراغی گردد دست اندیشه مان
کاش می شد که کمی آینه پیدا می شد
تا ببینیم در آن صورت خسته این انسان را
شبح تار امانت داران
کاش پیدا می شد
دست گرمی که تکانی بدهد
تا که بیدار شود، خاطر آن پیمان
و کسی می آمد و به ما می فهماند
از خدا دور شدیم...
دختری از پسری پرسید : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟
پسر گفت : نه ، نیستی
دختر با نگاهی مضطرب پرسید : آیا حاضری تکه ای از قلبت را تا ابد به من بدهی ؟
پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهم
دختر با گریه پرسید : آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟
پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنم
دختر با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که قطره های الماس اشک چشمانش را نوازش
میکرد
اماپسر دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد و گفت
:تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی
من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از آن را
و اگر از من جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد....
آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
♫ ♫ ♫ ♫ ♫
آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند
آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند
آدم هاي كوچك بي دردند
♫ ♫ ♫ ♫ ♫
آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند
♫ ♫ ♫ ♫ ♫
آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند
♫ ♫ ♫ ♫ ♫
آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هايي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند
♫ ♫ ♫ ♫ ♫
آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسُله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسُله هستند
آدم هاي كوچك مسُله ندارند
♫ ♫ ♫ ♫ ♫
آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن بر مي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند.
شمع دانی که دم مرگ به پروانه چه گفت ؟
گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی
سوخت پروانه ولی ، خوب جوابش را داد
گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی
خدايا چگونه زيستن را به من بياموز .
چگونه مردن را خود خواهم آموخت
در چشمانم تنها يي ام را پنهان مي کنم...........
در دلم ، دلتنگي ام را..............
در سکوتم ، حرفهاي نگفته ام را............
در لبخندم ، غصه هايم را.............
دل من چه خردسال است ،
ساده مي نگرد.............
ساده مي خندد ،..........
ساده مي پوشد.............
دل من از تبار ديوارهاي کاه گلي ست...........
ساده مي افتد..............
ساده مي شکند..........
ساده مي ميرد ......
کمی خسته ، کمی تنها ، کمی از ياد رفته ،
کمی مغرور ، کمی بی کس ، کمی گستاخ ، کمی سرخوش ،
کمی . . . . . . . کمی باور کردنم سخت است. .
دکتر علی شریعتی
عادت ِ احمقانه ای ست
چسبیدن به چیزهایی که ندارمشان
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
نشستم٬ باده خوردم٬ خون گریستم٬ کنجی افتادم
تحمل می رود٬ اما شب ِ غم سر نمی آید
توانم وصف مرگ جور و صد دشوارتر ز آن٬ لیک
چه گویم جور هجرت٬ چون به گفتن در نمی آید
چه سود از شرح این دیوانگیها٬ بیقراریها؟
تو مه بیمهری و حرف منت باور نمی آید
ز دست و پای دل برگیر این زنجیر جور٬ ای زلف٬
که این دیوانه گر عاقل شود ٬ دیگر نمی آید
دلم در دوریت خون شد ٬بیا در اشک چشمم بین
خدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمی آید؟
آسان می شود
قضاوت کرد...
حکم کرد...
و با اطمینان حکم را اجرا کرد...
خیلی آسان...
تست هوش باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید
در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد
(آسانی سوالات شما را گول نزند !!!).
1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3 من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش
7 تا و بیشتر دانش اموز دبستان
6 تا دانش اموز دبیرستان
5 تا دانشجو
2- 3 استاد دانشگاه
1 مدیران ارشد . . . . .
پاسخ تست ها
.
.
.
.
.
1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند
2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1/5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید)
3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که
ساعت 9 شب است
4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)
5- او 9 گوسفند خواهد داشت
6- کبریت
7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد
8- همان2 سیب
9- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)
10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)
گفتم خدایا از همه دلگیرم*گفت حتی از من؟
گفتم خدایا دلم را ربودند*گفت پیش از من؟
گفتم خدایا چه قدر دوری*گفت تو یا من؟
گفتم خدایا تنهاترینم*گفت پس من؟
گفتم خدایا کمک خواستم*گفت از غیر من؟
گفتم خدایا دوستت دارم*گفت بیش از من؟
گفتم خدایا اینقدر نگو من*گفت من توام تو من![]()
به كه پيغام دهم
به شباهنگ كه شب مانده براه
يا به انبوه كلاغان سياه
به كه پيغام دهم
به پرستو كه سفر مي كند از سردي فصل
يا به مرغان نكوچيده مرداب گناه
به كه پيغام دهم
دست من دست تو را مي طلبد
چشم من روي تو را مي جويد
لب من نام تو را مي خواند
پاي من راه تو را مي پويد
به كه پيغام دهم
بي تو از خويشتن گريزانم من
دل من باز تو را مي جويد

گاه بی گاه که دلم می لرزد